خرید بک لینک
بوی بعضی چیزها بس عجیب شیرین است مثل بوی عید... بوی پاییز... بوی باران و شاخه های باران خورده پاک ... و بوی زمینی که گل شده است از قطرات اشک آسمان اما... بوی عطری که تو در دفترم نشاندی چیز دیگریست....+ امروز کلاس تکواندو بخش مبارزه عاطفه رو خیلی بد زدم امیدوارم حالش خوب باشه :| خودمم پام داغون شده بس عجیب درد میکنه :| عاطفه جان ببخش دوستم... استادمون نیومد بهاره به جاش تمرین داد... کلی ازمون کار

برچسب: نویسنده: مریم رضایی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:52

سلام مهربانترین دبیر دنیا نمیدانم در چند سالگی ورق میزنی اینجا را و دقایق ات را به دست این چند سطر من می سپاری اصلا باز هم گذرت به این خانه ی متروکه ی نوشته هایم میخورد یا نه؟! اما برای فرار از تمام حس های بدِ دنیا، فرار از دیده شدن و فرار از چشم ها شاید نوشتن در جایی که فراموش شده است مرا تسکین دهد. در تاریکیِ نیمه شبِ آخرین روزهای تابستان پناه آورده ام به جایی که روزگاری پاتوقِ خاطراتمان بود. ام

برچسب: دلتنگم,هیچکسم, نویسنده: مریم رضایی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:52

فضاهای مجازی جای وبلاگ و وبلاگ گردی را ظاهرا پر کرده اند اما باطنا نه (!) ممکنه که با فاصله آپدیت کنم اما میخوام بازم از روز مرگی هام بنویسم :) تقریبا یک روزه که فهمیدم با تغییر رشته ام موافقت شده و به رشته ی مورد علاقه و شاید شغل مورد علاقه ام نزدیکتر شدم حسابی خوشحالم دیروز انتخاب واحد کردم بیست و یک واحد برداشتم اسم درسامو دوست دارم :) برای این ترم حفظ جز سی رو هم برداشتم :) + نوشته شده در

برچسب: ابتدا,شروع,میکنم, نویسنده: مریم رضایی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 3:21

صفحه بندی